فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، میگوید نبود تعهدات روشن و سازوکارهای پاسخگویی برای تضمین حقوق اساسی زنان در توافقنامه دوحه، طالبان را در گسترش محدودیتها علیه زنان و دختران جسورتر کرده است. او از مذاکرهکنندگان این توافق خواسته است درباره نادیدهگرفتن تضمینهای اجرایی برای حقوق زنان پاسخگو باشند.
این واکنش پس از اظهارات تازه شهابالدین دلاور، رئیس کمیسیون تماس طالبان با شخصیتهای افغان، مطرح شده است. دلاور گفته بود طالبان در جریان مذاکرات دوحه با ایالات متحده، تعهدی درباره حقوق بشر، حقوق زنان یا نوع نظام سیاسی آینده افغانستان نداده بود؛ سخنانی که انتقاد شماری از چهرههای سیاسی و منتقدان طالبان را برانگیخته است.
فوزیه کوفی روز شنبه، ۱۸ میزان، در پیامی در شبکه اجتماعی اکس تأکید کرد که مذاکرهکنندگان آمریکایی باید توضیح دهند چرا نتوانستند تعهدات صریح و الزامآوری برای حفاظت از حقوق زنان در متن توافقنامه بگنجانند. به گفته او، نبود چنین تضمینهایی زمینه را برای اعمال محدودیتهای گستردهتر علیه زنان و دختران فراهم کرده است.
کوفی همچنین یادآوری کرده است که نمایندگان طالبان در نشستهای علنی گذشته، از جمله نشست مسکو در دلو ۱۳۹۷، از امکان تحصیل زنان تا مقطع دکترا و اشتغال آنان در بخشهای مختلف دولت، بهجز مقام ریاست دولت، سخن گفته بودند. او با طرح این موضوع پرسیده است چرا در روند مذاکرات دوحه، وعدههای مربوط به حقوق زنان به تعهداتی الزامآور و قابل اجرا تبدیل نشدند.
این عضو پیشین پارلمان تأکید کرده است که دستیابی به صلح نباید به بهای نادیدهگرفتن کرامت انسانی، آزادیها و حقوق بنیادین زنان تمام شود؛ موضعی که بار دیگر مسئله جایگاه حقوق زنان در توافقهای سیاسی مربوط به افغانستان را به مرکز بحث بازگردانده است.
در همین حال، نصیر احمد اندیشه، نماینده دایمی افغانستان در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، نیز از اظهارات دلاور انتقاد کرده است. او گفته است این سخنان بار دیگر نشان میدهد که طالبان به اصول و تعهدات سیاسی و بینالمللی پایبند نیستند.
اندیشه در پیامی نوشته است که جنگ، حملات انتحاری، خشونت و حتی مذاکرات صلح، از دید او، ابزارهایی برای دستیابی طالبان به هدف اصلیشان بودهاند: انحصار کامل قدرت. او همچنین گفته است کسانی که هنوز به مذاکره و گفتوگوی سیاسی با طالبان امید بستهاند، باید از اظهارات اخیر دلاور نتیجهگیری کنند.
اندیشه در پایان تأکید کرده است که طالبان تنها «یک زبان» را میفهمند؛ عبارتی تند که انتقاد او از امکان سازش سیاسی با این گروه را بازتاب میدهد.
اظهارات تازه دلاور و واکنشهای کوفی و اندیشه، بار دیگر یک پرسش اساسی را مطرح میکند: اگر حقوق زنان در توافقهای سیاسی تضمین اجرایی نداشته باشد، چه نهادی میتواند طرفهای مذاکره را در برابر نقض این حقوق پاسخگو سازد؟ تجربه افغانستان نشان میدهد که درجنشدن تعهدات روشن و قابل پیگیری، میتواند فاصله میان وعدههای سیاسی و وضعیت واقعی زنان را عمیقتر کند.














