گزارشهای رسیده از افغانستان از مرگ مشکوک رقیه، دختر ۱۷ ساله، پس از مخالفت با دو ازدواج اجباری و تحمل فشار و خشونت خانوادگی خبر میدهند؛ پروندهای که جزئیات آن تاکنون بهصورت مستقل تأیید نشده است.
بر بنیاد این گزارشها، رقیه حدود دو سال پیش همراه با خانوادهاش به افغانستان بازگشته بود. خانواده او ابتدا تلاش کردند او را به عقد مردی متأهل و ثروتمند درآورند، اما این ازدواج پس از مخالفت همسران آن مرد برهم خورد.
پس از آن، به گفته گزارشها، خانواده رقیه تلاش کردند او را به مرد دیگری که پیشتر دو همسر داشته است، واگذار کنند. رقیه با این تصمیم مخالفت کرد و در پی آن، با فشار شدید خانوادگی روبهرو شد.
گزارشهای رسیده ادعا میکنند که او در این دوره از غذا محروم شده و مورد خشونت خانوادگی قرار گرفته است. سپس رقیه جان باخت؛ اما درباره علت دقیق مرگ او روایتهای متفاوتی از سوی خانواده مطرح شده است.
خانواده رقیه ابتدا علت مرگ را سکته اعلام کردند و بعد روایت خودکشی را مطرح کردند. در مقابل، در گزارشهای منتشرشده ادعا شده است که آثار کبودی در ناحیه گردن او دیده شده بود. این ادعاها تاکنون بهصورت مستقل تأیید نشده و اطلاعات روشنی درباره نتیجه تحقیقات رسمی در دست نیست.
همچنین ادعا شده است که پدر رقیه قصد داشته با دریافت طویانه از ازدواج اجباری دخترش، هزینه قاچاق خود به ترکیه را تأمین کند. این ادعا نیز در حال حاضر نیازمند تأیید مستقل است.
با توجه به نبود اطلاعات مستقل درباره نتیجه بررسیهای رسمی، نمیتوان علت مرگ رقیه یا مسئولیت افراد مشخصی را قطعی دانست. تفاوت میان روایت خانواده و ادعاهای مطرحشده درباره آثار جسمی، اهمیت انجام تحقیقات مستقل و شفاف درباره این پرونده را بیشتر میکند.
این پرونده، در صورت تأیید جزئیات آن، بار دیگر مسئله ازدواج اجباری و خشونت خانوادگی علیه دختران در افغانستان را برجسته میکند؛ بهویژه در شرایطی که دسترسی زنان و دختران به نهادهای حمایتی، آموزش و سازوکارهای مستقل دادخواهی با محدودیتهای جدی روبهرو است.
مرگ رقیه در حالی گزارش میشود که ازدواج اجباری همچنان یکی از نگرانیهای مهم حقوق زنان و دختران در افغانستان است. در چنین پروندههایی، مشخصشدن علت واقعی مرگ، حفظ شواهد و انجام تحقیقات بیطرفانه برای روشنشدن حقیقت اهمیت اساسی دارد.














