گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، در ماههای اخیر از انتقادهای سیاسی از طالبان فراتر رفته و همزمان با تشدید مواضع خود، روند سازماندهی تشکیلاتی این حزب را نیز دنبال کرده است؛ تحولی که پرسشهایی درباره آینده رویکرد او در برابر طالبان ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشها، حکمتیار اخیراً شورای حزب اسلامی در بیرون از افغانستان را تشکیل داده و مسئولان و اعضای کمیتههای آن را مشخص کرده است. در داخل افغانستان نیز، به گفته منابع نزدیک به حزب اسلامی، تلاش برای سازماندهی و بسیج اعضای این جریان در مناطق مختلف افزایش یافته است.
این تحولات همزمان با مواضع تندتر حکمتیار علیه طالبان صورت میگیرد. او در اظهارات اخیر خود اداره طالبان را با تعابیر تندی توصیف کرده، خواستار واگذاری قدرت شده و گفته است که تغییر در افغانستان «حتمی و نزدیک» است.
حکمتیار همچنین بر برگزاری انتخابات، مشارکت مردم در ساختار سیاسی، قانون اساسی و ایجاد یک روند سیاسی فراگیر تأکید کرده است. او کشورهای منطقه را نیز به پرهیز از جنگ نیابتی در افغانستان فراخوانده و طالبان را یک «پروژه بیرونی» توصیف کرده است.
با این حال، مواضع کنونی حکمتیار کاملاً جدا از گذشته سیاسی او نیست. او پیش از این نیز درباره انتخابات، قانون اساسی و گفتوگوی فراگیر ملی دیدگاههایی مشابه مطرح کرده بود. آنچه این مرحله را متفاوت کرده، شدت و صراحت بیشتر انتقادهای او از طالبان و همزمانی آن با تلاش برای انسجام دوباره ساختار حزب اسلامی است.
حکمتیار پس از بازگشت طالبان به قدرت، برخلاف بسیاری از مخالفان این گروه، از تغییر سیاسی سال ۲۰۲۱ استقبال کرد و برای مدتی در کابل ماند. اما روابط او با طالبان بهتدریج تیره شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، محدودیتهای سیاسی، مصادره برخی اموال و جلوگیری از فعالیتها و سخنرانیهای او در نهایت به خروجش از افغانستان انجامید. او اکنون در مالیزیا زندگی میکند.
از مواضع اخیر حکمتیار میتوان دریافت که بازگشت او به افغانستان تا زمانی که طالبان بر سر قدرت باشند، دستکم در شرایط کنونی، بعید به نظر میرسد. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا او به فشار سیاسی ادامه خواهد داد یا سازماندهی حزب اسلامی را به مرحلهای فراتر از فعالیت سیاسی خواهد رساند.
حکمتیار تاکنون بهصورت علنی آغاز جنگ مسلحانه علیه طالبان را اعلام نکرده است. با این حال، یک عضو ارشد حزب اسلامی در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال مدعی شده است که «چارهای جز مبارزه مسلحانه نیست» و رویارویی با حزب اسلامی میتواند برای طالبان پرهزینه باشد. این اظهارات، دیدگاه یک عضو حزب است و به معنای تصمیم رسمی و اعلامشده برای آغاز جنگ نیست.
همان عضو حزب اسلامی همچنین از نفوذ افراد وابسته به این جریان در ساختار طالبان سخن گفته و مدعی شده است که حزب اسلامی همچنان در بخشهایی از ساختار قدرت نفوذ دارد. این ادعا نیز بهطور مستقل قابل تأیید نیست.
ورود احتمالی حزب اسلامی به مبارزه مسلحانه، به عوامل مهمی از جمله منابع مالی و نظامی، حمایت کشورهای منطقه و میزان آمادگی اعضای این حزب برای ورود به درگیری بستگی دارد. در حال حاضر، شواهد علنی و قطعی از فراهمشدن چنین شرایطی وجود ندارد و بسیاری از کشورهای منطقه نیز در سالهای اخیر روابط خود را با طالبان توسعه دادهاند.
با وجود این، سابقه حزب اسلامی و حضور برخی چهرههای طالبان با پیشینه عضویت در جریانهای جهادی، از جمله حزب اسلامی، باعث میشود بازگشت این جریان به عرصه رقابت سیاسی یا امنیتی اهمیت ویژهای داشته باشد.
اهمیت دیگر مواضع جدید حکمتیار، فراتر رفتن احتمالی مخالفت با طالبان از چارچوب یک رقابت قومی است. بخش قابل توجهی از مخالفتهای سازمانیافته با طالبان در سالهای اخیر از سوی جریانهای غیرپشتون شکل گرفته است. اگر حکمتیار بتواند مخالفت خود را بر محورهایی مانند مشارکت سیاسی، حقوق شهروندی، مشروعیت، قانون اساسی و آینده نظام سیاسی تعریف کند، این مخالفت میتواند مخاطبان گستردهتری پیدا کند.
در مقابل، تبدیل این تقابل به یک رویارویی قومی میتواند شکافهای اجتماعی افغانستان را عمیقتر کند. بنابراین، آنچه در ماههای آینده اهمیت خواهد داشت، تنها شدت انتقادهای حکمتیار نیست؛ بلکه این است که حزب اسلامی چه ساختار سیاسی و تشکیلاتی ایجاد میکند، چه نوع ارتباطی با دیگر جریانهای مخالف طالبان برقرار خواهد کرد و آیا این روند به فعالیت سیاسی محدود میماند یا به سمت رویارویی مسلحانه حرکت میکند.
در شرایط کنونی، نمیتوان با قطعیت گفت که حکمتیار وارد جنگ خواهد شد. اما افزایش انتقادهای او، تلاش برای انسجام تشکیلاتی حزب اسلامی و طرح دوباره موضوعاتی مانند انتخابات و تغییر نظام سیاسی، نشان میدهد که رابطه او با طالبان وارد مرحلهای متفاوت از سالهای نخست بازگشت این گروه به قدرت شده است.














