جبهه آزادی افغانستان در واکنش به اظهارات رحمتالله نجیب، والی طالبان در بدخشان، اعلام کرده است که مبارزه این جبهه با هدف دفاع از آزادی، حقوق شهروندان و پایان حاکمیت طالبان انجام میشود.
رحمتالله نجیب پیشتر گفته بود برخی مخالفان طالبان با شعارهایی مانند دموکراسی و آزادی فعالیت میکنند، اما هدف مشخصی برای مبارزه خود ندارند.
داوود ناجی، رئیس کمیته سیاسی جبهه آزادی، در واکنش به این اظهارات گفته است که هدف این جبهه تأمین حقوق مردم افغانستان است؛ از جمله بازگشایی درهای مکاتب به روی دختران.
ناجی افزوده است که پایان نظام کنونی طالبان و ایجاد تغییر در وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان نیز از اهداف این جبهه است.
او در بخش دیگری از سخنانش عملکرد طالبان در زمینه حقوق زنان و کودکان را مورد انتقاد قرار داده و گفته است که به باور او، رفتار طالبان به باورهای اسلامی آسیب زده است.
ناجی همچنین استدلال کرده است که اسلام پیش از ظهور طالبان در افغانستان حضور داشته و به گفته او، مردم افغانستان برای حفظ دین خود نیازی به جنگ نداشتهاند.
او در انتقادی تند از گذشته جنگ طالبان گفت: «هیچگاهی اسلام در افغانستان در معرض خطر نبوده و مردم نیز از دین اسلام عدول نکردهاند که کسی برای دفاع از اسلام در افغانستان بجنگد.»
رئیس کمیته سیاسی جبهه آزادی همچنین ادعا کرده است که نیروهای این جبهه همچنان در ولسوالی زیباک بدخشان و برخی مناطق دیگر افغانستان حضور دارند و عملیاتهای چریکی خود را ادامه میدهند.
او ادعای طالبان درباره نبود نیروهای مخالف مسلح را نیز رد کرده است.
جبهه آزادی در ماههای اخیر نیز از انجام عملیات علیه طالبان در چند ولایت افغانستان خبر داده است؛ از جمله بدخشان، بغلان، قندوز، پنجشیر، نورستان، کابل، فاریاب و ننگرهار. با این حال، آمار و جزئیات اعلامشده از سوی این جبهه درباره تلفات و نتایج عملیاتها، در بسیاری موارد به صورت مستقل قابل تأیید نیست.
بدخشان در ماههای اخیر به یکی از نقاط مهم فعالیت مخالفان مسلح طالبان تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده از درگیری میان طالبان و نیروهای مخالف این گروه و همچنین اختلافات داخلی در این ولایت حکایت دارد.
در چنین شرایطی، اظهارات والی طالبان و پاسخ جبهه آزادی، تنها یک جدال لفظی نیست؛ بلکه بازتاب دو روایت متفاوت از آینده سیاسی افغانستان است. طالبان بر حفظ نظام موجود و پایانیافتن جنگ تأکید دارد، در حالی که جبهه آزادی تغییر سیاسی و پایان حاکمیت طالبان را هدف اعلامشده خود میداند.
ناجی همچنین طالبان را مسئول انزوای افغانستان، گسترش فقر، بهرهبرداری از منابع زیرزمینی و فراهمشدن زمینه فعالیت گروههای تروریستی دانسته است؛ ادعاهایی که موضع سیاسی جبهه آزادی را نشان میدهد و نیازمند بررسی مستقل درباره هر یک از این موارد است.
در سوی دیگر، ادامه فعالیت گروههای مخالف مسلح نشان میدهد که ادعای پایان کامل مقاومت مسلحانه در افغانستان با روایت مخالفان طالبان همخوان نیست. با این حال، میزان توانایی این گروهها برای ایجاد تغییر اساسی در موازنه قدرت و تأثیرگذاری بر آینده سیاسی افغانستان، همچنان روشن نیست.
در نهایت، اختلاف اصلی میان دو طرف بر سر این پرسش متمرکز است که آینده سیاسی افغانستان چگونه باید تعیین شود؛ طالبان بر حاکمیت موجود تأکید دارد و مخالفان آن خواهان تغییر در ساختار سیاسی و مشارکت گستردهتر مردم در تعیین آینده کشور هستند.














