
در یک جستار تحلیلی، نویسنده با مقایسه تجربه دموکراسی در آلمان پس از جنگ جهانی دوم و افغانستان، تأکید میکند که این دو تجربه قابل قیاس نیستند.
به باور نویسنده، پیروزی دموکراسی در آلمان تنها نتیجه مداخله خارجی نبود، بلکه ریشه در ساختار اجتماعی، سطح تفکر سیاسی و مبارزات داخلی این جامعه داشت.
در مقابل، شکست دموکراسی در افغانستان تنها به عوامل خارجی یا خیانت نخبگان محدود نمیشود، بلکه بیشتر به سطح تکامل اجتماعی، نبود طبقات میانی قوی و تداوم ساختارهای سنتی و قبیلهای مرتبط است.
این تحلیل همچنین بر نقش جنگهای دوامدار و مداخلات کشورهای همسایه بهعنوان عوامل مهم در ناکامی پروژه دموکراسی در افغانستان تأکید میکند.